سيد جلال الدين آشتيانى

546

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

موجود در عالم مثال ، كه عالم جسم و تقدر و صورت است ، كشف صورى است و انكشاف حقايق بعد از عالم برزخ و مراتب خيال مطلق و منفصل ، كشف معنوى است ، و كشف صورى ، صراط و راه مستقيم به نيل كشف معنوى است و عالم برزخ نسبت بعالم طبع و ماده ، عالم غيب است و نسبت بعالم معنى و ارواح عالم شهادت بشمار مىرود ، كما اينكه عالم ارواح نسبت بعالم اسماء و صفات عالم شهادت و خلق است و همه مراتب متعينه نسبت بغيب و حقيقت ذات ، عالم شهادت و تعين است و حق هميشه در ملابس تعينات مشهود مىشود ، مگر از براى كسى بدون اشاره ، سبحات جلال را كشف نمايد و ذات را منزه از تعدد اسمائى شهود نمايد و به حكم كلام امير المؤمنين : « صحو المعلوم مع محو الموهوم » ، جميع رسوم را در احديت ذات و وجود فانى به بيند و به مقتضاى : « جذب الاحدية لصفة التوحيد » و بموجب : « الحقيقة نور يشرق من صبح الازل فيلوح على هياكل التوحيد آثاره » ، معنى فرق در عين جمع واحديت ، فرق و جمع را شهود نمايد بشهود حقيقى و واقعى . كشف صورى در عالم مثال مطلق ، از طريق حواس خمس حاصل مىشود ، چون حواس پنج‌گانه در باطن نفس باعتبار وجود برزخى و مثالى موجود است ، و حواس مادى از روزنه‌هاى حواس موجود در خيالند و همچنين حواس موجود در وجود مثالى در عالم عقل بوجود واحد جمعى تحقق دارند . نفس در باطن وجود و مقام تجرد تام خود بسمع عقلى ، مىشنود و ببصر عقلى مىبيند و بذوق عقلى مىچشد ، و هكذا نسبت به ساير حواس . كشف صورى حاصل در عالم برزخ و اجسام و اشباح مثاليه ، يا از راه مشاهده و رؤيت است ، مثل آنكه مشاهد صورتهاى ارواح متجسد و متجند را در عالم برزخ و صورت رؤيت نمايد . صور ارواح در اين عالم تعين وجود حقايق موجود در عالم ارواحند ، و يا شهود از طريق گوش و حس شنوائى است ، مثل اينكه حضرت رسول « ص » وحى را به صورت كلام منظوم استماع مىنمود و يا اصواتى را از قبيل صداى زنگ شتر و نغمات زنبور عسل استماع مىفرمود و بواسطهء جهاتى مقصود و مراد از نزول وحى را به فراست در مىيافت . حصول كشف يا از طريق حس شامه و استنشاق است كه